الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 57
الغدير ( فارسي )
ز من بگو به « امينى » پس از درود و تحيّت زهى دفاع كه از عترت كبار نمودى جگر شكاف نمودى خدنك حجّت و برهان به تيغ خامه شعار حق آشكار نمودى براى حقّ ز كف رفته با كمال شهامت دفاع كردى و آن را تو استوار نمودى ز طول و عرض زمان چون افق بوقت سحرگه دلائلى تو فراهم بروزگار نمودى به راه جلوهء خورشيد آسمان حقيقت فروغ و پرتو چشمان خود نثار نمودى بقسمتى كه ز عمر خود اين اثر بنهادى به قدر وسع تمام زمان تو كار نمودى پى نبرد بميدان گفتگو بنهادى قدم به پيش و شجاعانه كار زار نمودى زبون نگشتى و در تنگناى حجّت و برهان حريف را تو به نيروى عقل خوار نمودى * * * ز حق رسد به تو پاداش خامه ات كه روانش پى دفاع چو سيلاب كوهسار نمودى چو در لباس بلاغت نمود جلوه كلامت ز روى ماه سخن پرده را كنار نمودى بطبع شيوهء گفتار تو است نرم و ليكن گه نبرد وراسخت و آبدار نمودى چنين بود روش اهل علم ، خود تو چو آنان بكرّ و فرّ اديبانه ابتكار نمودى اگر چه بر سر حق اختلاف بوده ولى . كس نه بهر تضييع اين راه اختيار نمودى اى آنكه در نظر جملگى « امينى » و صادق امانت و شرف و مجد را شعار نمودى كنون ز مصر بسويت و زد نسيم تحيّت كه در امانت خود كسب اعتبار نمودى